تناجی
اوحدالدین کرمانی

شمارهٔ ۱

تا زآینه زنگ را کسی نزدایدممکن نبود که قابل نفس آید
نفس آینهٔ عقل تو شد پاکش دارکز پاکی تو تو را به تو بنُماید