تناجی
اوحدالدین کرمانی

شمارهٔ ۸۱

هرگه که دل از بند جهان برخیزدغوغای غم از حریم جان برخیزد
این جام جهان نمای جم دانی چیستآن جرعَه کزو مایهٔ جان برخیزد