تناجی
اوحدالدین کرمانی

شمارهٔ ۳۰

مقصود من از جمالت ای جان نظری استاین خود نبود چو...............ی است
من خود دانم که عشق تو بسته دری استلیکن چه کنم مرا هوسناک سری است