شمارهٔ ۲۵۰
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات احساسات عمیق خود را بیان میکند. او در شب، با انداختن نقاب سیاه بر چهرهاش، به شدت از معشوق خود دوری و دلتنگی میکند. در خواب، تصویر معشوقش به سراغش میآید و او در خیال خود به زیبایی معشوقش نگاه میکند و این خیال در سپیدهدم به او شادابی میبخشد.
شب دوش نقاب قیر بر رخ چو کشیداز هجر توَم جان به لبان خواست رسید
هوش مصنوعی: در شب گذشته، وقتی که غم و حزن بر چهرهام سایه افکنده بود، به خاطر دوری تو، جانم به لبم رسید و به شدت از رنج و فراق تو احساس درد کردم.
در خواب خیال تو چو آمد برمنبا روی تو سیر دیدنم صبح دمید
هوش مصنوعی: وقتی در خواب به یاد تو میافتم و چهرهات را میبینم، احساس میکنم که صبح در حال بیدار شدن هستم.