شمارهٔ ۷
هوش مصنوعی: این شعر به پرسشهایی بنیادی در مورد وجود و شناخت خداوند میپردازد. شاعر میپرسد که چه چیزی در جهان غیر از خدا وجود دارد و تأکید میکند که لطف و رحمت خدا شامل حال همه، چه دوستان و چه دشمنان، است. در مسیر شناخت حقیقت، آدمی بدون چشم و بصیرت نابود میشود و در واقع، این انسان است که گمشده است، در حالی که همه چیز در عالم نمایشگر وجود خداوند است.
آن چیست زهستی به جهان در که جز اوستیا کیست نه نیست لطفش از دشمن و دوست
هوش مصنوعی: چه چیزی در جهان وجود دارد که جز او باشد؟ آیا کسی هست که لطفش به دشمن و دوست یکسان نباشد؟
اندر ره معرفت تو بی چشم کسیتو گم شده ای وگرنه عالم همه اوست
هوش مصنوعی: در مسیر شناخت و حقیقت، تو بدون دید و بصیرت کسی، گم شدهای. در حالی که حقیقتاً همه چیز در این عالم به او مربوط میشود.