شمارهٔ ۶۵
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از خستگی و خواب رفتنش صحبت میکند. در خواب، معشوق او را چون ماه میبیند و با لحنی عتابآمیز میگوید که در خواب است. او در آخر به او میگوید که شرمنده باشد، زیرا عشقش هیچ ارزشی ندارد.
دوش از سر خستگی مرا خواب ربودناگه صنمم خیال چون ماه نمود
هوش مصنوعی: دیشب از شدت خستگی خواب بر من چیره شد، ناگهان تصویر محبوبم همچون ماه در ذهنم جلوه کرد.
خوش خوش به عتاب گفت در خواب شدیشرمت بادا که عشق تو هیچ نبود
هوش مصنوعی: به شوخی و با تندی گفت: "در خواب بودی، حالا خجالت بکش! عشق تو هیچ و پوچ بود."