شمارهٔ ۹۸
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از غم و هجران صحبت میکند و میگوید که ای غم، مراد من را به دل نرسان. همچنین از صبح میخواهد که لذت او را نگیرد و به کامش نمیگذارد. به طور کلی، شاعر احساسات عمیق خود را درباره درد و جدایی بیان میکند.
ای غم تو مراد من به جان در مشکنوی هجر به سینه ام سنان در مشکن
هوش مصنوعی: ای غم، تو برای من هدف و آرزو هستی، پس نگذار که به جانم آسیب برسانی. ای هجران، بر سینهام مثل نیزه نزن و زخمم نکن.
امشب که دلم به کام خواهد که رسدای صبح تو کامم به دهان در مشکن
هوش مصنوعی: امشب به خاطر حال دلم، امیدوارم صبح بیاید و خوشیهایم را از من نگیرد.