تناجی
اوحدالدین کرمانی

شمارهٔ ۲

پیوسته چو باشی تو به بازی مشغولهرگز بر حق نباشدت هیچ قبول
انگار که امروز قیامت برخاستگویند چه کرده ای، چه گویی تو فضول