شمارهٔ ۳۰
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر به عشق و محبت خود اشاره میکند و بیان میکند که عشق او به معشوق آنقدر بزرگ و عمیق است که نه در دل اندوهگین او و نه در هیچ زیور یا نگینی نمیگنجد. او از جان خود سخن میگوید و میگوید که هرچند بیشتر از اینها برای معشوق میخواهد، اما در جسم و کالبد انسان، همین مقدار عشق کافی است.
نه مهر تو در دل حزین می گنجدنه مُهر تو در هیچ نگین می گنجد
هوش مصنوعی: نه عشق تو در قلب غمگین جا میشود و نه نشان تو در هیچ انگشتری میتوان گنجاند.
جان خوانمت ارچه بیش از اینی لیکندر کالبد جسد همین می گنجد
هوش مصنوعی: اگرچه تو را جان مینامم و تو بسیار بیشتر از این هستی، اما در این بدن مادی فقط همین مقدار از وجود تو وجود دارد.