تناجی
اوحدالدین کرمانی

شمارهٔ ۶۱

در عشق تو دل رفت و زجان می ترسموز هجر و زمرگِ ناگهان می ترسم
گر زار کُشی مرا نمی ترسم از آنبیزار زمن شوی از آن می ترسم