شمارهٔ ۵۰
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر درباره زیبایی و خاص بودن عارض محبوب خود صحبت میکند و آن را به یاسمن تشبیه میکند. او میگوید که هر جا که باشد، صدای سرودش شبیه اوست و به محبتش قسم میخورد که هیچ آرزوی دیگری جز وصال او ندارد. شاعر همچنین به زیبایی باغ اشاره میکند و این که زیبایی محبوب او بینظیر است. او به محبوب میگوید که هیچ نظری به دعاگو ندارد و از او میخواهد که مراقب باشد زیرا جذابیتش ممکن است فتنهانگیز باشد. این شعر احساسات عمیق عاشقانه و زیباییشناسی را به تصویر میکشد.
تا سرو مرا عارض چون یاسمنی هستدر هر چمنی نغمه سرایی چو منی هست
هوش مصنوعی: تا وقتی که زیبایی من همچون گل یاس در هر باغی نمایان است، آواز خواندن و شادمانی همچون من در دنیا وجود دارد.
سوگند به یاری که هوای دگرم نیستروزی که مرا بر سر کویت وطنی هست
هوش مصنوعی: در این بیت، گویا گوینده به شخصی که برایش بسیار مهم و ویژه است، سوگند میخورد و میگوید که جز او به کسی دیگر فکر نمیکند. او به یاد روزی میافتد که حس میکند در کنار آن شخص، احساس آرامش و خانهداری دارد. این احساس به او این اطمینان را میدهد که در آن روز، دنیا و دلش تنها به همان یک نفر وابسته است.
باور نتوان کرد که در باغ به خوبیچون عارض تو یاسمنی یا، سمنی هست
هوش مصنوعی: نه میتوان به خوبی و زیبایی چهرهات در باغ، یاسمن یا سمن تجربه کرد و نه میتوان باور کرد که چنین زیباییای وجود داشته باشد.
ای شوخ که هیچت به دعاگو نظری نیستبر گوی اگر از طرف او سخنی هست
هوش مصنوعی: ای نازنین، تو اصلاً به دعاگران توجهی نداری، پس اگر حرفی از جانب او وجود دارد، با بیتوجهی بگذار بگوید.
زنهار که بر شیوهٔ آن چشم خیالیفتنه نشوی ز آن که در آن فتنه فنی هست
هوش مصنوعی: مواظب باش که به سبک آن چشم خیالی اغفال نشوی، زیرا در آن فریب، مهارتی نهفته است.