شمارهٔ ۶۲
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و محبت است. شاعر به بیان این میپردازد که درد و رنج عشق به درمان نیاز دارد و تنها حبیب واقعی میتواند این درد را برطرف کند. او بیان میکند که همه انسانها از رحمت و نعمتهای الهی بهرهمند هستند و هیچکس از این لطف بینصیب نیست. همچنین اشاره میکند که در یادآوری جنبههای خوب و محبتآمیز، هیچ کس نمیتواند خود را از کمال رحمت محروم داند. در نهایت، شاعر از خواندن اشعار و نصایح میگوید و به دنبال راهی برای اتصال به عشق و وصال است.
رنجور عشق را سر ناز طبیب نیستیعنی طبیب خسته دلان جز حبیب نیست
هوش مصنوعی: عشق آسیبدیده هیچ درمانگری جز محبوب خود ندارد و پزشکان تنها در کنار محبوب میتوانند تسکینی برای درد دلهای عاشقان باشند.
تنها نه ما وظیفهٔ انعام می خوریماز خوان رحمت تو کسی بی نصیب نیست
هوش مصنوعی: ما تنها نیستیم که از نعمتها و رحمتهای تو بهرهمند میشویم؛ هیچکس از این سفرهی رحمت بینصیب نمیماند.
گر یاد می کند ز غریب دیار خویشهیچ از کمال مرحمت او غریب نیست
هوش مصنوعی: اگر کسی از دیار غریب خود یاد کند، هیچ چیز از لطف و احسان او غریب و دور نیست.
گوشی که شد ز ولولهٔ چنگ و نی گرانشایستهٔ نصیحت و پند ادیب نیست
هوش مصنوعی: گوشی که به صدا و ولولهٔ سازها از چنگ و نی عادت کرده، لایق شنیدن نصیحت و پند یک فرد فرزانه نیست.
بگشا دری به روی خیالی ز باغ وصلمرغی که صید تست کم از عندلیب نیست
هوش مصنوعی: دری به روی خیالی بگشای که مانند پرندهای در باغ وصال تو به دام افتاده است و از بلبل هم کمتر نیست.