شمارهٔ ۱۵۸
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و فدای عاشق برای معشوق است. شاعر به زیبایی معشوق خود، مانند سروی در بوستان، اشاره میکند و بیان میکند که عاشق تمام احساسات و اشکهایش را به خاطر او هزینه کرده است. او به تقدس و اهمیت عشق اشاره دارد و از معشوق خود میخواهد که به یاد دعاگویش باشد که تا آخر عمر فقط برای او دعا کرده است. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که همه تلاشها و فداکاریها به خاطر معشوق بوده و او به جان باختن در این راه افتخار میکند.
چو سرو هر که در این بوستان هوای تو کردز گریه پای به گِل ماند و سر فدای تو کرد
هوش مصنوعی: هرکس که در این باغ به یاد تو باشد، از شدت عشق و غم، اشک ریخته و مانند سروی سر خود را فدای تو کرده است.
ز گریه دامن دُر داشت چشم من لیکنبه دیده هرچه که بودش همه فدای تو کرد
هوش مصنوعی: چشم من از گریه پر از اشک و الماس بود، اما هر چه در آن بود، برای تو فدای تو کردم.
بیا که خلعت شاهی به قدّ آن رندی ستکه التماس کَرم از درگدای تو کرد
هوش مصنوعی: بیا که لباس پادشاهی به اندازه آن رندی است که از درِ نیازمندی تو درخواست بخشش میکند.
به خوارییی ز دعاگویِ خویش یادی کنکه رفت و تا دم آخر همین دعای تو کرد
هوش مصنوعی: به یاد کسی باش که در سختیها و در لحظههای آخر زندگیاش همواره برای تو دعا میکرد و به خاطر تو زحمت کشید.
چه بود رای تو جان باختن بحمداللهکه هرچه کرد خیالی همه برای تو کرد
هوش مصنوعی: چه نظری داری درباره اینکه جان فشانی کنم؟ خوشبختانه هر کاری که انجام دادم، فقط به خاطر تو بود.