شمارهٔ ۱۸۲
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و تاثیرگذاری معشوق میپردازد. شاعر بیان میکند که اگر معشوق قصد بیاحترامی نداشته باشد، میتواند قیامت به پا کند. او همچنین از تفکر در مورد ماهانتش میگوید که به ناگهان جانان ظاهر میشود و این حضور، موجب روشنایی و درک بیشتر شاعر میگردد. ناصح به جای بیان هنر، تنها عیوب دیگران را نکتهسنجی میکند. شاعر به بیماری دلش به خاطر یاد معشوق اشاره دارد و در انتها از خیالی میخواهد که با گریهاش بر غم دلش بیفزاید، زیرا این اشکها در دیدار با دوست فردا انسان را شرمنده میکند.
راستی را شیوهای کآن سرو قامت میکندگر به قصد سرکشی نبوَد قیامت میکند
هوش مصنوعی: اگر کسی به راستی و درستکاری رفتار کند، مانند سروی است که با قامت راست خود جلوهگری میکند، اما اگر نیت او خراب باشد، تمام زحمات و زیباییهای او به هدر میرود و عاقبت کارش به نابودی میانجامد.
دوش فکر ماه میکردم که جانان رخ نمودروشنم شد این که اظهار کرامت میکند
هوش مصنوعی: شبی به فکر ماه بودم که ناگهان محبوبم با چهرهای درخشان نمایان شد و این نشان از لطف و بزرگواری او بود.
ناصح ما از هنر بویی ندارد غیر از اینکاو به چندین عیب خود ما را ملامت میکند
هوش مصنوعی: مشاور ما هیچ هنری ندارد جز اینکه از ما عیبجویی کند و ما را به خاطر اشکالاتمان سرزنش کند.
دل به یاد غمزهاش پیوسته بیمار از چه روستزآن قد و قامت چو کسب استقامت میکند
هوش مصنوعی: دل به یاد زیبایی او همیشه دچار درد و رنج است؛ چه دلیلی دارد وقتی او با آن قامت دلربا استقامت و ثبات نشان میدهد؟
ای خیالی گریه افزون کن که فردا پیش دوستبیدلان را آب رو اشک ندامت میکند
هوش مصنوعی: ای خیال، بگذار که گریهام بیشتر شود؛ چرا که فردا وقتی که در پیش دوست ظاهر شوم، اشکهای ندامت و پشیمانی، آرامش دلهای بیخبر را تحت تأثیر قرار میدهد.