شمارهٔ ۲۲۹
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف رحمت و بخشش پروردگار میپردازد. در آن اشاره شده که گاهی خداوند بر بیچارگان و گناهکاران رحمت میفرستد و به آنها نعمت و بخشش میدهد. شاعر از سرای رحمت الهی به عنوان گنجی ارزشمند یاد میکند که هر چه بخواهد ببخشد، از آن کاسته نمیشود. همچنین، به زیبایی و روشنی صبح اشاره دارد که شب را با نور خود روشن میکند. هر چند در زیر اشاره به حال و هوای خوشگذرانان و مینوشان میکند که از خمر عشق الهی مینوشند. در نهایت، به این نکته میرسد که بخشش خداوند به طور کلی به نام اوست و حقی بر کسی نیست.
گهی کز خوان قسمت مفلسان را کام میبخشندنخست از رحمت خاصَش گناه عام میبخشند
هوش مصنوعی: گاهی اوقات از سر لطف و رحمت خاص خداوند، به بیپولها و فقرا چیزی میدهند و در ابتدا گناهان عموم مردم را میبخشند.
عجب گنجیست دیوان خانهٔ رحمت تعالی اللهکه از وی کم نمیگردد اگر مادام میبخشند
هوش مصنوعی: عجب که در خانه رحمت خداوند، گنجی وجود دارد که هرگز کم نمیشود و همواره بخششها ادامه دارد.
گشا چون صبح چشم مهر و بنگر شیوهٔ روزیکه از مه زنگیِ شب را چراغ شام میبخشند
هوش مصنوعی: چشمهایت را باز کن و مانند صبح، زیباییهای روز را تماشا کن. روزی که نور صبح، تاریکی شب را از میان میبرد و به آن روشنی میبخشد.
چه باشد ساغری بخشند مخموران عصیان رااز آن خم خانهٔ وصلت که جم را جام میبخشند
هوش مصنوعی: آیا ممکن است در خانهٔ عشق، از آنجا که گیلاس و می را به مستها میدهند، ساغری به عصیانیان نیز داده شود؟
خیالی خویش را در باز تا خواند سگ کویتکه رندان هرچه میبخشند بهر نام میبخشند
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به این موضوع اشاره میکند که برخی افراد، به ویژه در جمعهای خوشگذران و رند، فقط به خاطر شهرت و نام خود، به دیگران میبخشند و نیکی میکنند. او از طریق تصویرسازیای از یک سگ که در کوچه میخواند، یک حس خاصی از واقعیت جامعه و رفتارهای انسانها را به تصویر میکشد، به این معنا که اعمال انسانها معمولاً تحت تأثیر نام و بزرگی خودشان قرار دارد.