شمارهٔ ۱۹
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات و تفکرات شاعر درباره ارتباط با عالم راز و حقیقت میپردازد. شاعر از خامهای صحبت میکند که امید دارد پیام او را به دیگران برساند. او خود را به صید و همای تشبیه میکند و از تلاش برای عبور از غرور سخن میگوید. شاعر به پیوستگی و ترس از فقدان اشتیاق و آرزوهای غیرمحسوس اشاره میکند. همچنین، بیان میکند که از باغبان (طبیعت یا خدا) خواهان درمانی برای مشکلات و بیماریهایش است. او نسبت به فقر ابراز نارضایتی میکند و اعتراف میکند که در نامهها، نام و نشانی از خودش نمییابد. در انتها، شاعر از انتظار و کمین نشستن در جستجوی اهداف و آرزوهایش میگوید و از فرار مرغان (آرزوها) به یاس و ناامیدی میرسد.
ای خامه حرف زن که پس از ما کلام ماشاید به اهل راز رساند سلام ما
هوش مصنوعی: ای قلمی که سخن میگویی، شاید بعد از ما پیام و سخنان ما را به اهل معرفت برسانی. سلام ما به آنها.
آن صید پیشه ایم که تا بگذرد همایچون مسطر از غرور دهد کوچه، دام ما
هوش مصنوعی: ما شکارچیانی هستیم که در مسیر زندگی، اگر پرندهای از غرور عبور کند، دام ما طعمهاش خواهد شد.
از زنده رود آب بقا، خضر همچو موجپهلو تهی کند ز تمنای خام ما
هوش مصنوعی: از رود زنده و پرآب، خضر بهسان موج، به خاطر آرزوهای نابخردانهمان از زندگی فاصله میگیرد و ما را به حال خود رها میکند.
ای باغبان به جان تو ما آزموده ایماز نکهت گل است علاج زکام ما
هوش مصنوعی: ای باغبان، ما به خاطر تو و برای درمان زکاممان، از خوشبوی گل آزمون و تجربه کردهایم.
ای فقر، از لباس تو گر شکوه ای کنیمهمچون حریر، شال تو باشد حرام ما!
هوش مصنوعی: ای فقر، اگر از حالت تو گله کنیم، مانند حریر، شال تو برای ما ناپسند خواهد بود!
در نامه های او که پر از نام هر کسی استخالی ست همچو نقش نگین جای نام ما
هوش مصنوعی: در نامههای او که پر از نام دوستان و آشنایان است، جای ما خالی است و هیچ اثری از ناممان دیده نمیشود، مانند جایی که نگین انگشتر قرار دارد اما نام ما در آن نیست.
تا چند چون سلیم نشینیم در کمین؟مرغان رمیده اند چو عنقا ز دام ما
هوش مصنوعی: چند مدت دیگر باید در انتظار بنشینیم؟ پرندگان فراری مانند عنقا از دام ما دور شدهاند.