شمارهٔ ۷۸
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حال و احوال انسانی میپردازد که در دو وضعیت دوزخ و بهشت، آرامش ندارد. بیان میکند که هر کجا بودهاند، همیشه در همین حالت بودهاند و عشق معشوش آنها را در گناه و عذاب گرفتار کرده است. شاعر به انتقام از دشمنان اشاره دارد و میگوید که بر درد دل خود نمک نریزند. همچنین بیان میکند که نصیحتهای بیگانه و پند و نصیحت پدر در این عشق بیفایده است. در پایان، نویسنده به آرامش در عذاب خود اشاره میکند و میگوید که همین عذاب برایش کافی است.
در دوزخ و بهشت نیاسودهایم ماهرجا که بودهایم چنین بودهایم ما
هوش مصنوعی: ما در بهشت و دوزخ آرامش نداشتهایم و هر جا که بودهایم، حال و وضع ما همین گونه بوده است.
ما را به مدعای غمت آفریدهاندعشق ترا چو جامهٔ فرمودهایم ما
هوش مصنوعی: ما به خاطر غم تو به وجود آمدهایم، و عشق تو را مانند لباسی زیبا بر تن کردهایم.
از خصم انتقام به نرمی توان گرفتبر داغ مدعی نمک سودهایم ما
هوش مصنوعی: میتوان از دشمن به آرامی انتقام گرفت، اما ما بر زخمهای ادعای خود، نمک پاشیدهایم.
از گفتگوی ناصح بیگانه سود نیستپند پدر به عشق چو نشنودهایم ما
هوش مصنوعی: گفتگو با ناصح و نصیحت او برای ما فایدهای ندارد، چون پند و نصیحت پدر را در عشق نشنیدهایم.
ما را همین ز قاتل ما بس بود سلیمکو اضطراب دارد و آسودهایم ما
هوش مصنوعی: ما از قاتل خود همین یک دلیل کافی است که سلیم، که نگران و مضطرب است، در حالی که ما آسوده و راحت هستیم.