شمارهٔ ۱۳۳
هوش مصنوعی: این شعر به مضامین عشق و زندگی میپردازد و با استفاده از تصاویر طبیعت، احساسات عمیق را نشان میدهد. شاعر بیان میکند که در چمنزار، باید با جرات به دنبال عشق بود و از زیباییهای اطراف بهره جست. او به عدم رضایت از زندگی مادی و دنیوی اشاره دارد و میگوید باید تلاش کرد تا از خاک زندگی، روزی به دست آورد. در نهایت، عشق را به عنوان نیرویی قوی معرفی میکند که باید با دلی پاک به دنبالش رفت و زیباییهای انسانی را در آغوش گرفت.
در چمن چون لاله می بیباک میباید گرفتسایهٔ دستی ولی از تاک میباید گرفت
هوش مصنوعی: در باغ مانند لاله، بدون ترس باید سایهای را که دستی فراهم میکند، گرفت، اما از تاک باید چنگ زدی و آن را به دست آورد.
گر گلابی لایق پیراهنم خواهد کسیگل ندارد، از خس و خاشاک میباید گرفت
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد که مرا به پیراهنی گلابی و شایسته بپوشاند، باید از میان خس و خاشاک چیزی پیدا کند، چون گل که نیست.
با جهان سفله افتادهست کار و بار منهمچو دهقان نان مرا از خاک میباید گرفت
هوش مصنوعی: زندگیام در دنیای پست و حقیر گرفتار شده است و مانند یک کشاورز که از زمین خود نان درمیآورد، من نیز باید نیازهای خود را از خاک و کار سخت به دست آورم.
عشق میخواهی، برافشان آستین بر هرچه هستدامن پاکان به دست پاک میباید گرفت
هوش مصنوعی: اگر عشق میخواهی، باید آستین خود را بالا زدی و هر چیزی را که هست، رها کنی. در این عشق، باید دامن پاکان را با دستانی پاک بگیری.
گر سراغ بوی او خواهی ازین گلشن سلیمهمچو گل از سینهٔ صد چاک میباید گرفت
هوش مصنوعی: اگر میخواهی بوی او را پیدا کنی، باید همچون گلی از دل زخمی و پارهپاره بیرون بیابی و در این باغ پاک جستجو کنی.