شمارهٔ ۱۴۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره کرده و از شوق و عشق او سخن میگوید. شمعی که بر روی معشوق میتابد و آیینهای که به خاطر عشق او میلرزد، نماد زیبایی و جذابیت اوست. شاعر همچنین به این موضوع اشاره میکند که عشق معشوق در وجود هر انسانی وجود دارد و همه در جستجوی او هستند. کوی معشوق به باغ لالهای تشبیه شده که در آن سرها به خاطر عشق به باد رفته و به طور کلی جهانی پر از عشق و شور و شوق توصیف میشود. در انتها، شاعر از تعبیر نفرین به جهانی میگوید که عاشقان در مسیر عشق و معشوق دچار سختی و آسیب میشوند.
شمع بر روی تو سرگرم نگاه افتاده ستکار آیینه ز شوق تو به آه افتاده ست
هوش مصنوعی: شمع با عشق و شوق به تو نگاه میکند و به خاطر این عشق، آیینه هم به ناله و آه افتاده است.
در سرشت همه کس شوق تو مادرزاد استاز رحم در طلبت طفل به راه افتاده ست
هوش مصنوعی: در وجود هر فردی از آغاز، عشق و شوق تو وجود دارد و به گونهای است که مانند کودکی که از رحم مادر به دنیا آمده، برای جستجوی تو به راه افتاده است.
لاله زار است سر کوی تو گویی که درورفته سرها همه بر باد و کلاه افتاده ست
هوش مصنوعی: در خیابان تو، گلهای سرخ و زیبا مانند لالههای خوشبو قرار دارد. گویی در این جا همه غمگین و بیهدایت هستند و به خاطر عشق و شوق به تو، سرهاشان به پایین افتاده و کلاهها از سرشان افتاده است.
گل دگر خنده ای از چهچه بلبل دارددر ره این چمن آیا که به چاه افتاده ست
هوش مصنوعی: گل دیگر از چه موضوعی میخندد و خوشحال است، وقتی که بلبل در این باغ به چه شدت در غم و اندوهی افتاده است؟
کرده نفرین جهان هر که گذشته ست سلیمکه بت راهزنی بر سر راه افتاده ست
هوش مصنوعی: هر کسی که از خط صلح و دوستی عبور کرده، دنیا را نفرین کرده؛ چون راهزنی مانند بت بر سر راه او نشسته است.