شمارهٔ ۱۹۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف عشق و زیبایی معشوق خود میپردازد. او از تاثیر عمیق عشق بر خود میگوید و به زیباییهای معشوقش اشاره میکند که همچون گل و شراب کهنه است. شاعر به یاد شبهایی میافتد که در کنار معشوق بوده و از شوری که در دلش دارد سخن میگوید. همچنین به حالتی اشاره میکند که پس از بیداری صبح، هنوز تحت تاثیر عشق و مستی قرار دارد و از محبوبش میخواهد تا پیالهای بگذارد و زودتر بنوشد، زیرا زمان تیره و تار شده است. به طور کلی، این شعر نمایانگر احساسات عمیق عاشقانه و زیباییهای عشق است.
بیا که بی لب لعل تو بس که پیر شده ستشراب کهنه به ساغر به رنگ شیر شده ست
هوش مصنوعی: بیایید تا به خاطر لبان زیبای تو از نوشیدنی کهنه بنوشیم، چرا که آن شراب کهنه به رنگ شیر در ساغر درآمده و بسیار پیر شده است.
وجود من به جراحت سرشته همچون گلبه آب تیغ مگر خاک من خمیر شده ست؟
هوش مصنوعی: وجود من زخمخورده و نرم است، مثل گلی که بر اثر تیغ آب میخورد. آیا خاک من نیز به همین حالت تبدیل شده است؟
ببین به شانه که دعوی شبروی می کردکه چون به کوچه ی آن زلف دستگیر شده ست
هوش مصنوعی: به شانهاش نگاه کن که چطور ادعا میکند زیباییاش شباهت به ستارههای شب دارد، به گونهای که در کوچهای که زلفش به دام افتاده، میدرخشد.
ز شوق غنچه ی پیکان او خدا داندکدام شاخ گل است این که چوب تیر شده ست
هوش مصنوعی: از شوق و عشق به پیکان او، خدا میداند که این شاخهای که به تیر تبدیل شده، چه نوع گلی است.
چمن ز مجلس شیرین خبر دهد امشبز ماهتاب، خیابان چو جوی شیر شده ست
هوش مصنوعی: امشب چمن از شادی و زیبایی خبر میدهد، چون خیابان مانند جوی شیر، روشن و زیبا شده است.
سلیم صبح دمید و هنوز مخمورمپیاله زود بنوش و بده، که دیر شده ست
هوش مصنوعی: صبح روشن شده و من هنوز حال خوبی ندارم. زودتر پیاله را پر کن و به من بده، چون وقت زیادی نداریم.