شمارهٔ ۲۱۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف حالاتی میپردازد که در آن لذتها و جذابیتها کم شدهاند. او به شراب و غذای بیمزه و بینمک اشاره میکند و نشان میدهد که بیحسی و بیاحساسی حاکم است. شاعر از مجالس و شادیهایی که گذشتهاند، یاد میکند و به یادآوری لذتهای از دست رفته میپردازد. همچنین تأکید میکند که نیاز به احساس واقعی و طعمهای لذیذ در زندگی ضروری است و در نهایت از روحانی و فضایی بیطعم و لذتناکی سخن میگوید.
پیاله گیر که عذر شراب بی نمک استحدیث توبه به عهد شباب بی نمک است
هوش مصنوعی: پیاله را بگیر چرا که دلیل نوشیدن شراب بیمزه است، و داستان توبه در جوانی نیز بیمزه و بیفایده است.
به مجلسی که درو جام می نمی رقصدسرود مطرب و شور رباب بی نمک است
هوش مصنوعی: در جمعی که در آن شراب نمینوشند، آهنگ نوازنده و شور ساز بیفایده و بیعطر و طعم است.
فغان که لذت ازین بزم، رفتگان بردندشراب بی مزه است و کباب بی نمک است
هوش مصنوعی: آه و فریاد که لذت این مجلس به افرادی که رفتهاند رسیده و حالا ما تنها ماندهایم. شراب اینجا مزهای ندارد و کباب هم بیطعم شده است.
همین نه حق به تو دارد کسی که نان دهدتدرین محیط نپنداری آب بی نمک است
هوش مصنوعی: هیچ کس حق ندارد بر تو ادعایی داشته باشد جز کسی که در این دنیا به تو نان میدهد، ندهی خیال کن که آب بینمک است.
به عضو عضو تو چون بنگرم، دلم گویدکه در سفینه ی گل، انتخاب بی نمک است
هوش مصنوعی: وقتی به هر قسمت از وجود تو نگاه میکنم، دلم به من میگوید که تو در واقع انتخابی بیمزه در کشتی ای از گل و زیبایی هستی.
سلیم، خبث فلک در کنار خوانش کنمترس، نان مه و آفتاب بی نمک است
هوش مصنوعی: به آرامی و با زندگی سالم، مشکلات و سختیهای دنیا را تحمل کن و نترس، زیرا آنچه از طبیعت به ما میرسد، شاید خالی از طعم واقعی باشد و لذت را به ما نخواهد چشاند.