شمارهٔ ۳۸۱
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دلبستگی است. شاعر به بیقراری عاشقان اشاره میکند که اگر قدمی به سوی معشوق بردارند، خود را در دام محبت گرفتار میکنند. بیدلان و عاشقان با تحمل سختیها و دوری از معشوق، از ابراز احساسات خود دست میکشند و به همین دلیل رنج میکشند. شاعر با اشاره به اینکه برخی از زیبا رویان در عشق خود صدها بوسه میبخشند، اما نام و نشانی از آن عشق نمیگذارند، نشاندهنده ناکامی و درد در عشق است. در نهایت، زاهدان و رندانی که به واقعیتهای عشق و محبت پی میبرند، نیز به سرنوشت خود راضی نیستند و همگی در جستجوی نام و نشانی از عشق حقیقی میباشند.
بی قراران گر ز کوی او برون گامی نهندپیش پای خویشتن از نقش پا دامی نهند
هوش مصنوعی: بیقراران اگر از مسیر محبوب خود خارج شوند، با گذاشتن یک قدم، در واقع دام خود را پیرامون خود میسازند و به دام میافتند.
بیدلان را طاقت بوسیدن معشوق نیستمی روند از خود اگر لب بر لب جامی نهند
هوش مصنوعی: دوستداران واقعی به دلیل عشق و احساسات عمیق خود، توانایی بوسیدن معشوق را ندارند و اگر هم لب بر جام بگذارند، به زودی از خود بیخود میشوند و به دنیای دیگری میروند.
گلرخان صدبوسه می بخشند و آن را نام نیستاین قدر منت چرا بر ما ز دشنامی نهند
هوش مصنوعی: گلرخان صد بوسه بخشیدهاند و این عمل نامی ندارد؛ پس چرا اینقدر باید منت بگذارند بر ما تا از دشنام بگویند؟
زاهدان صافی دلم گویند و رندان دردنوشچون غلامان هر کجا رفتم مرا نامی نهند
هوش مصنوعی: زاهدان افرادی هستند که دلشان پاک است و از نظر روحی در آرامش به سر میبرند، در حالی که رندان کسانی هستند که با درد و رنج زندگی را تجربه میکنند. در هر کجا که میروم، دیگران برای من نام و عنوانی تعیین میکنند.
عشقبازان را نشان افسر شاهی سلیمآن قدر نبود که سر بر پای خودکامی نهند
هوش مصنوعی: عاشقان عشق آنقدر ارزش و مقام نداشتند که بخواهند سر خود را به پای خودخواهی و خودپسندی بگذارند.