شمارهٔ ۶۵۰
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بررسی وضعیت مردم میپردازد که بدون دلیل به قید نام و ننگ گرفتار شدهاند، مانند مورهایی که در مسیری باریک و تنگ قرار گرفتهاند. آنها در تلاشی بیهوده به سوختن شبیه کاغذهایی آتشزده هستند و دردهای درونیشان با یکدیگر در حال نبرد است. شاعر از اینکه نمیداند چگونه احساساتش را بیان کند، ناراضی است در حالی که دوستانش هم به گوشهای خود اعتماد ندارند. او به وضعیت خود و دیگران اشاره میکند که در بند و گرفتارند و میگوید خوشبخت کسانی هستند که در قید و بندهای جدید و مدرن قرار دارند. همچنین اشاره میکند که کسی به دنبال بهانهای برای عذرخواهی نیست و فقط به دنبال چیزهایی بیهدف و نامشخص میگردند.
بیسبب مردم به قید نام و ننگ افتادهاندهمچو خیل مور در این راه تنگ افتادهاند
هوش مصنوعی: افراد بدون دلیل در قید نام و ننگ گرفتار شدهاند، مانند جمعیتی از مورچهها که در این مسیر تنگ و محدود آمدهاند.
در تلاش سوختن، چون کاغذ آتش زدهداغهای سینهام با هم به جنگ افتادهاند
هوش مصنوعی: در حال کوشش برای فرسودن و نابودی، مانند کاغذی که آتش گرفتهام، احساسات درونم با هم در حال نبرد هستند.
از زبانها خود چه گویم، گوشهای دوستانبا سخن همچون گل رعنا دورنگ افتادهاند
هوش مصنوعی: نمیدانم چگونه با زبانم بگویم، زیرا گوشهای دوستانم با شنیدن سخن، همچون گلهای زیبا رنگ و تنوع خود را از دست دادهاند.
ما به بند خود گرفتاریم، حال ما مپرسنیکبخت آنان که در قید فرنگ افتادهاند
هوش مصنوعی: ما در زندان خود اسیر هستیم و نیازی به پرسش از حال ما نیست. خوشحال آنهایی هستند که در چنگال فرهنگ غربی افتادهاند.
ره کسی بر عذر او نگرفته، مشتاقان سلیمبیسبب دنبال آن آهوی لنگ افتادهاند
هوش مصنوعی: هیچکس به دلیل عذر کسی به راه او نرفته، اما شیدایان بیدلیل در پی آن آهو با پای لنگ هستند.