شمارهٔ ۶۶۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با توصیف آمدن بهار و می لذیذ، به جذابیت و دلنشینی آن اشاره میکند. او میگوید که نمیتوان در وصف این می به کلام پرداخت، زیرا آنچنان لذیذ است که زبان را به شکوه وا میدارد. شاعر از طعمهای مختلف میگوید و آن را به تلخی پند پیر و شیرینی عیش جوان مقایسه میکند. همچنین، او به بزم و تماشای ساقی میپردازد و تأثیر شگفتانگیز آن بر کامش را بیان میکند. در ادامه، به تلخی زندگی و آزارهایی که انسانها به یکدیگر میزنند اشاره میکند و در نهایت میگوید که در کام خود از دوری محبوب، هیچ گونه لذتی ندارد. در کل، شعر به تأمل در لذتها و تلخیهای زندگی و تأثیر عشق و دوری میپردازد.
آمد بهار و شد می چون ارغوان لذیذآن می که آب خضر نباشد چنان لذیذ
هوش مصنوعی: بهار فرا رسیده و شراب خوشمزهای مانند گل ارغوان آماده شده است. این شراب، که طعمش به هیچوجه به آب خضر نمیرسد، به همین دلیل بسیار لذیذ و دلپذیر است.
آن می که نکته سنج، خیال رطب کنداز وصف او به کام شد از بس زبان لذیذ
هوش مصنوعی: آن کسی که با دقت و هوشیاری، به توصیف میوه ی رطب میپردازد، از زبان شیرین و دلپذیر او به دل خوش شده و کامروا میشود.
آن می که در مذاق بود هوشمند راچون پند پیر تلخ و چو عیش جوان لذیذ
هوش مصنوعی: می که در ذائقهٔ هوشمند شیرین و لذیذ است، مانند پندی است که برای پیران تلخ و برای جوانان مفرح و خوشایند به نظر میرسد.
در بزم او نظاره ی ساقی چو نیشکرانگشت حیرت است مرا در دهان لذیذ
هوش مصنوعی: در مهمانی او، وقتی که به خدمات ساقی نگاه میکنم، حس شگفتی و لذت در من ایجاد میشود، مانند طعمی شیرین که در دهانم حس میکنم.
تا حشر، شکر نعمت من می کند همایاز بس که شد مرا ز غمت استخوان لذیذ
هوش مصنوعی: تا روز قیامت، شکر نعمت من را پرندهای میکند، به قدری که از غم تو، استخوان خوشمزه ای برای من شده است.
خلق از برای یکدگر آزار می کشندیک میوه نیست در دهن باغبان لذیذ
هوش مصنوعی: انسانها برای یکدیگر سختیها و مشکلاتی را تحمل میکنند، اما باغبانی که میوههای متفاوتی در باغش دارد، از هیچیک لذت نمیبرد.
از می مرا چه ذوق، که در کام من سلیمنبود ز دوری لب او شهد جان لذیذ
هوش مصنوعی: از شراب چه طعمی میبرم، وقتی که در کامم هیچ چیز گوارا نیست. به خاطر دوری از لبهای او، شهد زندگی برایم تلخ است.