شمارهٔ ۸۰۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و شوق خود به معشوق سخن میگوید. او به زیباییهای معشوق اشاره میکند و به خاطر یاد او، در احساساتش مثل گل بر آب و موج اضطراب عمل میکند. شاعر اشاره میکند که حتی اگر ابرها بیفتند و سایه معشوق بر او بیفکد، همچنان به یاد او مینوشد. او احساس طوفان شوق دارد و به دنبال راهی برای انتخاب میگردد. در نهایت، شاعر به پاکدامنی خود اشاره میکند و نشان میدهد که چقدر به عشق و زیباییهای معشوق اهمیت میدهد.
به دیده چند ز نقش تو گل بر آب زنمچو می به یاد لبت موج اضطراب زنم
هوش مصنوعی: به چند چشم خود به یاد تو، بر آب گل میزنم و مانند شراب، به یاد لبهای تو در دل امواج اضطراب ایجاد میکنم.
به سایه اش نروم، ابر اگر هما گرددبه یاد روی تو ساغر در آفتاب زنم
هوش مصنوعی: به سایهاش نمیروم، حتی اگر ابرها مثل هما (پرندهای اساطیری) شوند؛ به یاد چهرهات، در زیر نور آفتاب، جامی نوشیدنی میزنم.
فریب خورده ی طوفان شوقم و خواهمسفینه ای که ازو موج انتخاب زنم!
هوش مصنوعی: من در طوفان شوق خود فریب خوردهام و میخواهم کشتیای بیابم تا بر امواج آن انتخابهایم را انجام دهم!
خرابه بسته چو گردد، نشان معموری ستعبث چرا به در دیده قفل خواب زنم
هوش مصنوعی: وقتی که ویرانهای آکنده از نشانههای زندگی و آبادانی باشد، بیهوده است که بخواهم با قفل بستن روی درهایش خواب آلود بمانم.
سلیم بس که چو گل پاکدامن آمده امچو موج، خندهٔ تردامنی بر آب زنم
هوش مصنوعی: من بسیار پاک و معصوم مانند گلی هستم، و چون موجی نرم و لطیف بر روی آب، به لبخند زدن پرداختهام.