شمارهٔ ۸۶۵
هوش مصنوعی: این شعر به بیان مفاهیم عشق، لذت و قناعت میپردازد. شاعر با اشاره به زهد و دوری از دنیا، میگوید که خوردن شراب برای او ننگی ندارد زیرا این لذت زندگی است. او همچنین به این نکته اشاره میکند که وقتی شراب وجود دارد، نیازی به اندیشیدن به غم نان نیست. قناعت او به حدی است که مانند حباب از هوا فربه میشود و به خوشی ترین حالت خود میرسد. در ادامه، او به شوق و عشق خود اشاره میکند و میگوید که در این مسیر با وجود درد و خارها، او همچنان به دنبال لذت و خوشی است. در پایان، به دعوت زندگی برای نوشیدن شراب و گذراندن لحظات سرشار از شادی اشاره میکند.
عجب مدار ز زاهد شراب ما خوردنکه نیست ننگ گدا، روزی گدا خوردن
هوش مصنوعی: عجبی ندارد اگر زاهدی شراب بنوشد، زیرا نوشیدن شراب برای او عیب نیست. او هم مانند گدایان از روزی خود میخورد.
چو هست باده، غم نان مخور که مستان راچو گل زیان نهد آب ناشتا خوردن
هوش مصنوعی: وقتی که نوشیدنی وجود دارد، نگران نان نباش. زیرا مستان مانند گل هستند و آب خوردن در حالت گرسنگی به آنها آسیب میزند.
چنان قناعت فقر است سازگار مراکه چون حباب شوم فربه از هوا خوردن!
هوش مصنوعی: تنها نیازمندی و قناعت من به حدی است که به مانند حبابی میشوم که از هوا پر میشود و با آن زندگی میکنم.
به راه شوق مرا نیست توشه ای همراهبود چو شعله مدارم به خار پا خوردن
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، توشهای برایم نیست. مانند شعلهای میسوزم و پاهایم بر روی خاری میروند.
صلای باده ی عیشم زمانه داد سلیمروم به خانه ی دشمن به خونبها خوردن
هوش مصنوعی: زمانی صدای شادی و شراب به گوشم رسید و من، به آرامش و با کمال خونسردی، به خانهی دشمن رفتم تا بهای خونم را بپردازم.