شمارهٔ ۸۷۲
هوش مصنوعی: این شعر به تمایل انسان به لذت و زندگی میپردازد. شاعر از نوشیدن پیالهای از دست ساقی سخن میگوید و به زیبایی گلها اشاره میکند. او به ناصحان میگوید که اگرچه سخن آنها را نمیشنوند، اما خوب است که خود را در لذتهای زندگی حل کنند. شاعر از مستان خواهان ائتلاف و دوری از تنهایی است و بر این باور است که گناه بنده برای شخصی بیچیز، زیباست، چون او چیزی برای بخشیدن ندارد. در نهایت، شاعر از خداوند میخواهد که او را از خست و دزدی دور نگهدارد و میگوید که رنجش از دیگران آسان است، اما رنجیدن از دوست سختتر است.
ز دست ساقی، تا کی پیاله نوشیدن؟خوش است گل ز گلستان به دست خود چیدن
هوش مصنوعی: چقدر میتوان از دست ساقی شراب نوشید؟ بهتر است خودمان از گلستان، گل را بچینیم و لذت ببریم.
لطیفه ی ست که در کار ناصحان از ماستچو گل شدن همه تن گوش و حرف نشنیدن
هوش مصنوعی: این یک شوخی است که نشان میدهد ما در کار نصیحتکنندگان، فقط ظاهراً گوش میدهیم و در واقع به هیچیک از حرفهایشان توجه نمیکنیم، مانند گلی که زیباست ولی گوش ندارد تا بشنود.
کجاست ساقی مستان در انجمن، تا چندعبث نشستن و بر روی یکدگر دیدن
هوش مصنوعی: ساقی مستنوشان کجاست که با هم در این جمع بیفایده نشستیم و فقط به چهرههای هم نگاه میکنیم؟
گناه بنده خوش آید کریم مفلس راکه هیچ چیز ندارد برای بخشیدن
هوش مصنوعی: گناه یک بنده برای بخشندهای که خود چیزی ندارد، خوشایند است. چرا که او هیچ چیزی برای بخشیدن ندارد.
نگاه دار خدایا ز خست دزدیکه ننگ مرد بود سر ز تیغ دزدیدن
هوش مصنوعی: خدا را نگران و مراقب باش که کسی از سر ناچاری و خستگی دزدیده نشود، زیرا این عمل برای مردان ننگآور است.
سلیم رنجش اغیار را مضایقه نیستولی کسی نتواند ز دوست رنجیدن
هوش مصنوعی: کسی که دل پاک و سلیم دارد، از آزردگی دیگران ناراحت نمیشود، اما جایی که پای دوست در میان باشد، نمیتواند تحمل رنجش را داشته باشد.