شمارهٔ ۹۱۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به موضوع نفاق و ریاکاری پرداخته و از بتهای دروغین که نماد زهد ظاهری و دورویی هستند، انتقاد میکند. او از ساقی میپرسد که اگر زهد و ورع را بشکند، چه خواهد کرد؟ شاعر به فقر و کمبود در زندگی نیز اشاره دارد و از اوضاع نابه سامان عاشقان صحبت میکند. همچنین به این نکته توجه میکند که در عشق نباید تلاش برای وفا کنید، چرا که هر کسی عیبهای خود را دارد. در کل، شعر پرسشهایی عمیق درباره واقعیتهای زندگی و ریا در روابط انسانی را مطرح میکند.
ای بت، متاع اهل ریا را چه می کنیآیینه هست، قبله نما را چه می کنی
هوش مصنوعی: ای بتی که زینت بخش دلها هستی، کالا و شیء بیارزش ریاکاران را چه میکنی؟ آیا تو فقط برای نشان دادن و فریب دادن هستی، یا به خودی خود ارزش داری؟
ساقی، سپاه زهد و ورع را چو بشکنیاول بگو که توبه ی ما را چه می کنی
هوش مصنوعی: ای ساقی، اگر سپاه زهد و پرهیز را بشکنی، اول بگو با توبه ما چه خواهی کرد؟
دست ستاره از مدد رزق کوته استدر جذب دانه اهربا را چه می کنی
هوش مصنوعی: دست ستاره برای کمک به روزی محدود است، پس در جذب روزی به چه چیز دیگری میپردازی؟
از رقص چون سپند نخواهی دمی نشستچون آمدی به میکده، جا را چه می کنی
هوش مصنوعی: اگر از رقص و شادابی مانند آتش سرخ نشوی، لحظهای هم درنگ نکن. وقتی به میکده میآیی، برای چهکاری فضا را آماده میکنی؟
هر پر ز بال جغد بود گنجنامه ایای خانمان خراب، هما را چه می کنی
هوش مصنوعی: هر پر این جغد به نوعی گنجنامهای است، ای خانه به ویرانی رفته، تو چرا با هُما (پرندهای باشکوه) کاری میکنی؟
در عاشقی سلیم، تلاش وفا مکنداری هزار عیب، وفا را چه می کنی
هوش مصنوعی: در عشق، خود را پاک و بدون نقص نشان نده و برای وفاداری تلاش نکن. تو خود دارای هزاران عیب هستی، پس وفاداری برای تو چه فایدهای دارد؟