شمارهٔ ۹۳۵
هوش مصنوعی: این شعر به تمثیلهایی در مورد زندگی و بیداری اشاره دارد. شاعر از مخاطب میخواهد که از خواب غفلت و هوسها برخیزد و به جای محدودیتها، به آزادی و حقیقت نزدیک شود. او به معنای واقعی خواب و بیداری اشاره میکند و میگوید که بیداری از خواب عدم، خطیری ندارد. همچنین اشاره به ناپایداری زندگی و افکار نادرست دارد و از دوستش میخواهد که از او دور نشود و بیدار شود. به طور کلی، شعر دعوت به آگاهی و رهایی از قید و بندهای زندگی است.
خوش بود گر ز سر هر هوسی برخیزیزین گلستان به سراغ قفسی برخیزی
هوش مصنوعی: خوشحال میشوم اگر از هر آرزو و تمنایی فاصله بگیری و به جای آن، از این باغ دلانگیز به سمت قفسی برسی.
کعبه در بادیه هرگاه به خوابت آیدحیف باشد که به بانگ جرسی برخیزی
هوش مصنوعی: هرگاه در بادیه و بیابان خواب به چشمانت بیفتد، اگر کعبه را ببینی، نهیبی میزند که بیدار نشوی و از خواب برنخیزی، چرا که این دیدار و خواب، ارزشمند و پرهيزگارانه است.
از خدا باک نداری، ولی از مجلس مینتوانی که ز بیم عسسی برخیزی
هوش مصنوعی: تو از خدا نمیترسی، اما از اینکه در مجلس شراب کسی تو را ببیند و به دردسر بیفتی، نمیتوانی بلند شوید و بروی.
باخبر باش که خواب عدم آن خوابی نیستکه ز جنبیدن بال مگسی برخیزی
هوش مصنوعی: مراقب باش که خواب مرگ مانند خوابی نیست که با جنبش بال یک مگس از آن بیدار شوی.
خیز ای طفل و ز افتادن خود گریه مکنکه بسی افتی ازین سان و بسی برخیزی
هوش مصنوعی: بپا خیز، ای کودک، و بابت افتادنهایت گریه نکن؛ چرا که بارها از این دست زمین خوردهای و بارها دوباره بلند شدهای.
چند ای شاخ گل از باده پرستی هر صبحهمچو خمیازه ز آغوش کسی برخیزی
هوش مصنوعی: چند گل خوشبو که از شراب نوشیدن لذت میبرند، هر صبح مانند خمیازهای از آغوش کسی بیدار میشوند.
سیر از زندگی خود شده ام همچو سلیمکاش ای دوست ز پیشم نفسی برخیزی
هوش مصنوعی: من در زندگیام مانند سلیم، به اندازهای افسرده و دلزده شدهام که کاش ای دوست، از پیش من برخیزی و به من امیدی بدهی.