تناجی
سلیم تهرانی

شمارهٔ ۲۵ - طلب شراب

ای سحاب حدیقه ی احساناز تو در خوشاب می خواهم
هر گدایی چراغ می طلبداز تو من آفتاب می خواهم
صبح خورشید در شکم، یعنیشیشه ی پر شراب می خواهم