شمارهٔ ۳۸ - هست کارم به مجلسی که درو
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر به توصیف حالتی میپردازد که در یک مجلسی حضور دارد، اما احساس میکند که صحبت کردن با دیگران برایش بیفایده است. وی به این نکته اشاره میکند که ادب و آداب اجتماعی کمتر از انتظار وجود دارد و این مکان بیشتر شبیه به یک محفل خنثی است تا محلی برای تبادل افکار و احساسات.
هست کارم به مجلسی که دروحرف با لب چو خنده بیگانه ست
هوش مصنوعی: من در مجلسی هستم که صحبتهایش برای من مانند خندهای از فردی غریبه است.
چند پاس ادب کسی دارد؟انجمن نیست این ادبخانه ست!
هوش مصنوعی: هر کسی چقدر میتواند ادب را رعایت کند؟ اینجا مکانی برای نمایش آداب نیست.