شمارهٔ ۱۲۲
هوش مصنوعی: این شعر از عاشقانههای عارفانه است که بیانگر عشق عمیق و جاودانی به معشوق است. شاعر از آغاز خلقت تا ابدیت به عشق حسن معشوق خود اشاره میکند و از عمق احساسات خود میگوید. اشکهای دستهدست در دلش چون میلعل روان است و او در عذاب فراق به سر میبرد. شاعر از معشوق میخواهد تا به او نگاهی کند و از وصال و نزدیکی بینصیبش نگذارد. در نهایت، او به سرافرازی و همت انسانی اشاره میکند و بر این باور است که هیچ کس با طبع پست به عزت و افتخار نمیرسد.
تا ابد عاشق حسن توام از روز الستاز ازل تا به ابد عشق من و حسن تو هست
هوش مصنوعی: عشق من به زیبایی تو از ابتدا و از همیشه وجود داشته و تا ابد ادامه خواهد داشت.
اشک همچون می لعل از نظرم چیست روانشیشه دل اگر از سنگ جفایت بشکست
هوش مصنوعی: اشک مانند شراب سرخ از چشمانم روان است و اگر دل من که مانند شیشه است، به خاطر سختیهای تو شکسته شود، چه باید کرد؟
گر مشرف نکنی گوشه مخمور فراقگوشه چشم فکن باری از آن نرگس مست
هوش مصنوعی: اگر تو به گوشهی مستی فراق ننگری، لااقل یک نگاه به آن چشمان نازک و زیبای نرگس بکن.
نوشدار وی وصالی بچشان عاشق راتا نرفتست ز زخم اجلش کار ز دست
هوش مصنوعی: عشق و وصال معشوق را به عاشق بچشان، تا زمانی که هنوز از زخم مرگ به پایان نرسیده است و کار دستش نرفته.
هرکه چون شمع گرفت آتش عشق تو دروتا سرش خاک نشد پیش تو از پا ننشست
هوش مصنوعی: هر کسی که مانند شمع در عشق تو بسوزد و پیش از اینکه خاک شود و از پا بیفتد، از عشق تو دست برندارد.
دامی از رشته جان ساخته ام زان امیدکافتد از بحر کرم ماهی وصل تو بشست
هوش مصنوعی: من دامینی از رشته جان خود بافتهام، با این امید که از دریاى فضل تو، ماهی وصل تو را به دست آورم.
اهلی از دار فنا سر مکش از پستی طبعکه سرافراز نشد هیچکس از همت پست
هوش مصنوعی: ای انسان، از دنیا و فنا دل نکَن و خودت را پایین نیاور؛ چون هیچکس با تلاش و همت پایین نتوانسته است به اوج و سرافرازی دست پیدا کند.