شمارهٔ ۱۵۱
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به زیبایی و اثرگذاری محبوبش اشاره میکند و میگوید که وجود او مانند قیامتی بزرگ در زمانهاش است. او به معنای صفا و عشق اشاره کرده و بیان میکند که هرگاه یار نزدیک شود، صفا نیز از میان میرود. شاعر همچنین به زیباییهای طبیعت و تأثیر آن بر آتش عشق اشاره کرده و میگوید که وفا را نه از محبوب، بلکه از هیچکس نمیتواند ببیند. در پایان، او اشاره میکند که با حضور محبوبش، دنیا به آرامش میرسد و سختیها از بین میروند.
ز قامت تو چگویم که فتنها برخاستقیامت است که در روزگار ما برخاست
هوش مصنوعی: از قامت تو چه بگویم که زیباییات مانند قیامتی است که در دوران ما به وقوع پیوسته است.
اگر صفا طلبی کام دل مجوی که یارچو در کنار نشست از میان صفا برخاست
هوش مصنوعی: اگر به دنبال آرامش و لذت واقعی هستی، به دنبال خواستههای دلخواهت نباش. زیرا وقتی که معشوق در کنارت نشسته، دیگر نیازی به جستوجوی صفا و آرامش نخواهی داشت.
به هر چمن که چو آب روان خرامیدیپی قیام تو سرو سهی به پا برخاست
هوش مصنوعی: هر جایی که تو به زیبایی و آرامش قدم گذاشتی، درختان بلند و زیبا به احترام تو سر به بالا بردند.
وفا نه از تو که از هیچ کس نمی بینمچه حالت است؟ مگر از جهان وفا برخاست
هوش مصنوعی: من وفا را نه از تو میبینم و نه از هیچ کس دیگر؛ به نظر میرسد که وفا از این دنیا رخت بربسته است.
جهان بکام تو اهلی کنون شود کان سرونشست با تو و بخت از سر جفا برخاست
هوش مصنوعی: جهان به خاطر تو رام و آرام خواهد شد، چون سرو در کنار تو نشسته و بخت از بداقبالی دور شده است.