شمارهٔ ۱۸۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و غم ناشی از آن میپردازد. او بیان میکند که عشق به معشوقش باعث پریشانی و آزار جانش شده است و این درد برای او شدیدتر از هر چیز دیگری است. شاعر به زخمهای عاطفی و روحی ناشی از عشق اشاره میکند و متوجه است که همه در غم عشق او به دست هم گریبان هستند. او میگوید که دین عاشق تنها رضایت معشوقش را خواهان است و حتی اگر کفر هم مورد قبول معشوق باشد، ایمان او در عشق است. در نهایت، شاعر از همسایهاش میخواهد که غافل از حال او نباشد، زیرا شمعی در دل او در حال سوختن است و گلایهای از نبود رحمت آبی دارد. این شعر به طور کلی حال و هوای غم و عشق را به زیبایی توصیف میکند.
جور آن بت همه بر جان پریشان من استسخت تر زان دل چون سنگ مگر جان من است
هوش مصنوعی: محبوب من به قدری بر من سخت گرفته که درد و غم آن بیشتر از سختی دل سنگی است، گویی که جانم تحت تأثیر این مشکلات به تنگ آمده.
که گزیدهست بدندان لب لعلش که بر اوزخم دندان نه به اندازه دندان من است
هوش مصنوعی: او که با دندانهایش لب زیبای من را گزیده، زخم دندانی به من زده که فاصلهاش با دندان من، چندان زیاد نیست.
در غم او همه کس مست و گریبان چاکنداز میان همه دستش به گریبان من است
هوش مصنوعی: همه در غم او پریشان و بیتاباند و گریبان خود را پاره میکنند، اما فقط دست او به گریبان من است.
عاقبت کار حریفان همه سامان بگرفتآنچه سامان نپذیرد سر و سامان من است
هوش مصنوعی: در نهایت، همه حریفان به وضعیت معینی رسیدند، اما وضعیت من همچنان نامنظم و بیدنیاست.
دین عاشق به رضای دل معشوق بودکفر اگر یار قبولش بود ایمان من است
هوش مصنوعی: عشق واقعی این است که دینداری بر اساس رضایت معشوق باشد، حتی اگر راهی که برمیگزینیم به نظر دیگران گمراهی باشد، برای من ایمان واقعی همین است.
غافل از حال من امشب مشو ای همسایهکهامشبم میکُشد آن شمع که مهمان من است
هوش مصنوعی: امشب ای همسایه، بیتوجه به حال من نباش، زیرا شمعی که مهمان من است میسوزد و مرا به خود میکشاند.
امشب از گرمی مجلس جگر شمع بسوختوین نه از شور میْ، از آتش پنهان من است
هوش مصنوعی: امشب به خاطر حرارت و گرمای جمع، شمع سوخت و این سوختن نشانهی شور و شوق نیست، بلکه از آتش مخفی درون من ناشی میشود.
ابر رحمت به گنه شویی اهلی نرسدچشم امید بدین دیدهٔ گریان من است
هوش مصنوعی: ابر رحمت بر من نبارد و به شخصی مثل من که در انتظار یاری و امید است، توجهی نشود. من در عذابی هستم که از چشمان گریانم پیداست.