شمارهٔ ۱۹۳
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و فدای جان برای معشوق اشاره دارد. شاعر از عشق خود به معشوق میگوید و این که با جان و دل برای او آماده فداکاری است. او تأکید میکند که در خلوت دل، تنها معشوق جایگاه ویژهای دارد و کسی دیگر در آنجا نیست. شاعر به قیامت اشاره میکند و اینکه در آن روز چقدر عاشقان به پای معشوق میافتند. او همچنین به حسرت کسانی که به امید وفای معشوق دل و دین را از دست دادهاند، اشاره میکند و نشان میدهد که حتی در روابط انسانی، عشق و محبت همیشه با فراز و نشیب همراه است. در نهایت، شاعر بیان میکند که حتی اگر دیگران از حال گدایی راضی باشند، او به خاطر عشق و محبت خود نسبت به معشوق، دچار غم است.
ای سرو روان خاک شوم در ته پایتجان من و جان همه عالم به فدایت
هوش مصنوعی: ای سرو زیبا، من جانم را در زیر پای تو فدای تو میکنم. جان من و جان همه موجودات برای تو قربانی خواهد شد.
در خلوت دل شو که چه جای دگران استبالله که جان هم نتوان دید به جایت
هوش مصنوعی: در دل خود تنهایی را بیاب، زیرا در آنجا جایی برای دیگران نیست. به خدا قسم، حتی نمیتوان روح خود را در جای تو مشاهده کرد.
در حشر قیامت بود آن دم که شهیدانخیزند و سراسیمه درافتند به پایت
هوش مصنوعی: در روز قیامت، زمانی که شهیدان به پا میخیزند و به حالت پریشانی به سمت تو میافتند.
گر کشته شوم بهر تو یکبار بکو حیفتا زنده شوم از نفس روح فزایت
هوش مصنوعی: اگر به خاطر تو یکبار کشته شوم، خیلی خوب است؛ اما افسوس که وقتی زنده میشوم و نفسی تازه میکنم، آن روح افزا دوباره با من خواهد بود.
بسیار زند بر سر خود سنگ ندامتآن کو دل و دین باخت به امید وفایت
هوش مصنوعی: کسی که دل و ایمانش را به امید وفای تو از دست داده، سخت به خاطر این تصمیم خود احساس پشیمانی میکند.
جایی که زلیخا نکند ناله ز یوسفزن بهتر از آن مرد که نالد ز جفایت
هوش مصنوعی: به جایی که زلیخا به خاطر یوسف شکوایه نکند، زن بهتر از آن مردی است که از رفتار تو دلشکسته و ناله کند.
اهلی، به گدایی ز تو خرسند شد اماشاهنشه حسنی چه غم از حال گدایت
هوش مصنوعی: اهلی، از اینکه تو به گدایی پرداختی خوشحال شده، اما شاهنشاه حسنی از وضعیت گدایی تو نگران نیست.