شمارهٔ ۲۰۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به اهمیت عشق و محبت اشاره میکند و بیان میکند که این احساسات عمیق، تنها درک خاصی میطلبند. او به زاهدان و صوفیانی که نمیتوانند عشق واقعی را درک کنند، اشاره میکند و میگوید که سیمرغ (نماد آزادی و کمال) او از دام کسانی که تنها بر ظاهر مینگرند، آزاد است. همچنین، شاعر به درد و رنج عاشقانه اشاره میکند و میگوید که تنها عاشق واقعی میتواند طعم غم عشق را بچشد. در پایان، او از خوشحالیاش از این که در دنیای خرد، عقاید کسانی که عشق را انکار میکنند، وجود ندارد، سخن میگوید.
از عالم جان آنچه بما فیض رسان استحسن خوش و آواز خوش خوش نفسان است
هوش مصنوعی: از دنیای هستی، هر آنچه که به ما برکت و فیض میدهد، زیبایی و آواز دلنواز است.
صید دل من زاهد و صوفی نتوانندسیمرغ من آزاده ز دام مگسان است
هوش مصنوعی: دل من را زاهدان و صوفیان نمیتوانند شکار کنند؛ زیرا سیمرغ من، آزاد و رهای از دام مگسهاست.
بیدرد که از زخم محبت نشد آگهدرد دل عشاق چه داند که چه سان است
هوش مصنوعی: کسی که دردی را از عشق تجربه نکرده، هرگز نمیتواند بفهمد که دل عاشقان چه احساسی دارد.
عاشق طلبش چاشنی غم بود از دوستگر وصل هوس میکند از بوالهوسان است
هوش مصنوعی: عاشق برای رسیدن به معشوقش همیشه با غم و دشواری مواجه است. اگر کسی فقط به فکر وصل شدن باشد، او هم از کسانی است که بیتوجهی و هوسرانی را دنبال میکنند.
در کوی خرد هیچکسان منکر عشقندصد شکر که اهلی نه از آن هیچکسان است
هوش مصنوعی: در محلهٔ حکمت، کسی عشق را انکار نمیکند. صد شکر که اهلی از جملهٔ این افراد نیست.