شمارهٔ ۳۳۲
هوش مصنوعی: شعر به زیبایی عشق و شوق را توصیف میکند. شاعر از شمعی میگوید که نورش مانند گلرخان است و طوفانی از آتش را در دل خود احساس میکند. او به خوشهچینی محبت میپردازد و میگوید که در دل این آتش نهفته، عشق و شوقی وجود دارد که آنها را به پیش میبرد. تشنگی آنها به مذهب و میخانهی عشق اشاره دارد و در انتظار تجربهای عمیق و معنوی هستند. در نهایت، اشارهای به رنگ و زیبایی عشق دارند که از خاک قبرها برمیخیزد.
آن شمع گلرخان که رخش لاله زار ماستطوفان آتشی است که در روزگار ماست
هوش مصنوعی: شمع زیبای ما که چهرهاش مانند گلهای لاله است، همانند طوفان آتشینی است که در دوران ما وجود دارد.
تا خوشه چین خرمن صاحبدلان شدیمتخم محبت همه در کشت و کار ماست
هوش مصنوعی: ما گندمزاری پر از محبت را کاشتیم و اکنون در حال برداشت این محبت از خرمن دلهای صاحبدلان هستیم.
زین آتش نهفته که در خاک میبریمتا حشر لاله یی که دمد داغدار ماست
هوش مصنوعی: از این آتش پنهانی که در دل خاک داریم تا روزی که لالهای به شکوفایی برسد و داغ دلسوز ما را به نمایش بگذارد.
در دام عشق ما ز سر شوق میرویمکانکس که صید ما کند اول شکار ماست
هوش مصنوعی: درگیر عشق هستیم و با شوق و ذوق به سوی آن میرویم، چرا که چیزی که ما را به دام میاندازد، نخستین هدف ماست.
ما تشنه لب به مسجد و ساقی بمیکدهبر کف شراب کوثر و در انتظار ماست
هوش مصنوعی: ما با دلی تشنه به گرمی مسجد و به یاد ساقی در میخانه هستیم که در دستش شراب کوثر را دارد و در انتظار ماست.
اهلی بمال چهره زردی که زر شویزان کیمیای عشق که خاک مزار ماست
هوش مصنوعی: به کسی که چهرهاش رنگپریده است، بگو که با عشق و محبت دلی خالص و زنده کن، چرا که آنچه در خاک مزار ماست، به اندازهای ارزشمند است که میتواند به طلا بدل شود.