شمارهٔ ۳۳۵
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و رنج شاعر است. شاعر احساس میکند که هیچ توجهی به خون و جان او وجود ندارد و محبت و وفایی در دلها کم است. او از سختیهای زندگی و غمهایی که دارد میگوید و بر بیرحمی زمان و حوادث میتازد. همچنین، به این نکته اشاره میکند که در این شرایط سخت، انتظار به نتیجه رسیدن آرزوها بیفایده است و باید تسلیم سرنوشت شد. در نهایت، شاعر به عدم آرامش و خواب آرام در دلهایی که پر از غم و درد است اشاره میکند.
هیچت ز خون ما غم روز جواب نیستگویا که خون اهل نظر در حساب نیست
هوش مصنوعی: اگرچه ما برای تو خون دل ریختهایم و غم و اندوه داریم، اما به نظر میرسد که تو هیچ توجهی به این مهم نداری و انگار که این خونریزیها و احساسات اهل فهم و بصیرت در نظر تو ارزشی ندارد.
در راه مهر خاک تنم ذره ذره گشتیکذره رحم در دلت ای آفتاب نیست
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، جسم من به تدریج خرد و نابود شد. اما ای خورشید، در دلت کمترین رحم و رحمت وجود ندارد.
اشکم نیافت بوی وفا تا دلم نسوختهر شبنمی که میچکد از گل گلاب نیست
هوش مصنوعی: تا زمانی که دلم دچار سوختگی نشود، اشکم به بوی وفا نمیرسد و هر قطرهای که از گل گلاب میچکد، واقعی نیست.
ای مرغ بسمل از پی جان چند میطپیتسلیم شو که حاجت هیچ اضطراب نیست
هوش مصنوعی: ای پرنده زخمی، به خاطر جانت، چرا بیفایده تلاش میکنی؟ تسلیم شو، زیرا هیچ نیاز و اضطرابی وجود ندارد.
شاید که یار بگذرد از خشم ای اجلمشتاب یکنفس که محل شتاب نیست
هوش مصنوعی: شاید عشق من از خشم و غضب بگذرد، ای مرگ، به خودت شتاب نکن، زیرا جای شتاب و عجله نیست.
اهلی بدیده خواب ندارد ز خار غمدر دیده یی که خار بود جای خواب نیست
هوش مصنوعی: کسی که در دل خود غم و ناراحتی دارد، نمیتواند آرامش و خواب خوبی را تجربه کند. وقتی در چشمانش فقط درد و رنج وجود داشته باشد، جایی برای استراحت و آرامش نخواهد بود.