شمارهٔ ۴۰۶
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و درد ناشی از آن است. شاعر از شمع و پروانه مثال میزند و میگوید که عاشق بهخاطر زیبایی عشقش جان میدهد، اما کسی نمیپرسد که چرا پروانه به دور شمع میچرخد و میسوزد. او از سوختن دل خود در هجر و وصال میگوید و اشاره به این دارد که تقدیرش همیشه او را در عذاب و سوختن قرار داده است. همچنین، به سوختن عشقهای دیگر و درد دل عاشقان اشاره میکند و در نهایت میگوید که بسیاری از دلها به خاطر عشق سوختهاند و اشکهایشان هم نتوانسته این درد را درمان کند.
آنشمع که حسنش دل ارباب وفا سوختدر هرکه زد آتش رخ او جان مرا سوخت
هوش مصنوعی: شمعی که زیباییاش دل عاشقان وفادار را به آتش کشید، هر کس که به چهرهاش نگاه کرد، جان مرا هم سوزاند.
گفتم که چرا سوختی ام خنده زنان گفتاز شمع نپرسند که پروانه چرا سوخت
هوش مصنوعی: گفتم چرا اینقدر ناراحتی و سوختهای، او با خنده پاسخ داد که از شمع نپرسند چرا پروانه در آتش عشقش سوخته است.
آنکس که زند طعنه بمن ز آتش عشقشاورا خود ازین آتش جانسوز کجا سوخت
هوش مصنوعی: این شخصی که به من کنایه میزند، خودش از آتش عشقش میسوزد و گمان نمیکند که چه کسی در حقیقت دچار آتش سوزان عشق شده است.
آن مه دل من سوخت چه در هجر و چه در وصلاین بین که مرا طالع خود در همه جا سوخت
هوش مصنوعی: آن معشوق دل من را در هر حالتی سوزاند، چه وقتی که دور بود و چه زمانی که نزدیک. به این فکر کن که سرنوشت من در همه جا آتش به جانم زده است.
تا جان مرا سوخت فروغ رخ آن شمعبس خرمن عشاق که این برق بلا سوخت
هوش مصنوعی: تا زمانی که جانم تحت تأثیر نور چهره آن شمع قرار دارد، بس است که آتش عشق به قدری شورانگیز است که بسیاری از عاشقان را میسوزاند.
تا آه اسیران چکند با رخ آن گلکز آتش دلها جگر مرغ هوا سوخت
هوش مصنوعی: تا زمانی که آه و ناله اسیران به گوش برسد، باید با زیبایی آن گل آشنا شویم که چنان دلها را میسوزاند که جگر مرغی در آتش میسوزد.
از عشق که؟ اهلی است ترا گریه ندانیمبس گریه جانسوز تو باری دل ما سوخت
هوش مصنوعی: از عشق چه کسی است که نمیداند تو به خاطر محبت و عشق، چقدر غم و گریه داری؟ درد جانکاه تو باعث شده دلهای ما نیز بسوزد.