شمارهٔ ۴۱۵
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان حال و وضعیت عاشقان میپردازد و میگوید که مسکینی و غم عشق را نمیتوان به درستی توصیف کرد. عشق و می نوشی، منبع سود و خوشبختی است و هیچکس از این عشق زیانی ندیده است. او با اشاره به تیر عشق که او را به جمع عاشقان معرفی کرده، میگوید که از زیبایی معشوقهاش شک دارد و در این شک به دنبال دلایل است. همچنین اشاره میکند که حتی کوهها هم از غم عشق به فریاد درآمدهاند، نشاندهنده شدت احساسات اوست.
مسکینی ما را نتوان شرح و بیان کردمسکین تر از آنیم که تقریر توان کرد
هوش مصنوعی: ما آنقدر بیچاره و مستأصل هستیم که هیچ کلامی نمیتواند حال و وضعیت ما را توصیف کند، حتی بیش از آنکه بتوانیم به صورت واضح بگوییم چه میگذرد.
کار می و معشوقه سراسر همه سودستاز کس نشنیدم که درین کار زیان کرد
هوش مصنوعی: کار نوشیدن شراب و عشق ورزی با محبوب، همواره سودمند و پر خیر و برکت است. هرگز نشنیدم که کسی در این مسیر دچار ضرر شده باشد.
المنه لله که در صید گه عشقتیر تو مرا در صف عشاق نشان کرد
هوش مصنوعی: شکر و سپاس از خداوند که در دام عشق، تیر محبت تو مرا در جمع عاشقها قرار داد.
باور نکنم من که پری تو بحسن استحسنی اگرش بود چرا از تو نهان کرد
هوش مصنوعی: من نمیتوانم باور کنم که زیبایی تو به خاطر موجودی خاص است. اگر واقعاً چنین خاصیتی داشته باشد، چرا آن را از من پنهان کردهای؟
شاید که دل کوه بفریاد در آیدامروز که اهلی ز غم عشق فغان کرد
هوش مصنوعی: شاید امروز دل کوه به صدا درآید، زیرا کسی به خاطر غم عشق فریاد میزند.