شمارهٔ ۴۳۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از زخمهای روحی و عاطفی ناشی از رفتار خوبان و زیبایان سخن میگوید. او بیان میکند که این افراد با نیش زبان و دلخوری، به جای اینکه محبت و دوستی به مردم بدهند، به دیگران آسیب میزنند. شاعر تعجب میکند که چرا زیباییهای آنها موجب آتش و درد دل دیگران میشود و بر این مسأله تأکید میکند که عقل و اندیشه نمیتواند در برابر چنین رفتارهایی مانع شود. در نهایت، او به صبوری و صلح دعوت میکند، زیرا زخمهایی که زیبایان به دیگران میزنند، به راحتی درمان نمیشوند.
خوبان که نیش بر جگر ریش میزنندنوشی نمیدهند چرا نیش میزنند
هوش مصنوعی: خوبانی که با محبت و زیبایی خود باعث درد و رنج دیگران میشوند، چرا که نوشیدن شادابی و خوشی را به دیگران نمیدهند، پس چرا همچنان به زخم زدن ادامه میدهند؟
خار از دلم به زخم زبان کی برون شود؟بیهوده سوزنی به دل ریش میزنند
هوش مصنوعی: درد و رنجی که در دلم دارم، با حرفهای تند و گزنده دیگران از بین نمیرود. به نظر میرسد تلاشهای بیفایدهای که به قصد آرام کردن دل رنجورم انجام میشود، به هیچ نتیجهای نخواهد رسید.
در حیرتم که ماهوَشان از چراغِ حُسنآتش چرا به خرمن درویش میزنند
هوش مصنوعی: من در تعجب هستم که چرا زیبایی و نور چهرهٔ آنها به دلیلی نا مشخص، بر دل درویش که از سادگی و زهد و خلوص زندگی میکند، آتش میزند.
ره بر بتان به عقل که بندد؟ که این سپاهاول به عقل مصلحتاندیش میزنند
هوش مصنوعی: راهی که عقل به سوی معشوقان میبرد چیست؟ زیرا این گروه در ابتدا بر اساس اندیشه و مصلحت عمل میکنند.
پیش سگان او که ملک در حساب نیستبیگانه مردمی که دم از خویش میزنند
هوش مصنوعی: در حضور سگهای او، هیچ چیز ارزش ندارد؛ افرادی که خود را از دیگران جدا میدانند، واقعاً درک نمیکنند که چقدر بیمعنی هستند.
اهلی صبور باش که مرهمپذیر نیستزخمی که گلرخانِ جفاکیش میزنند
هوش مصنوعی: ای صبور، تحمل کن، زیرا زخمی که زیبایان با بیوفاییشان به تو میزنند، هرگز درمان نمیشود.