شمارهٔ ۴۴۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بررسی وضعیت نیکان و بدکاران پرداخته و به تضاد میان آنها اشاره میکند. او میگوید که نیکان به دلیل کینهورزی دیگران همیشه در رنجاند و میگساران (مستکنندگان) مورد حسادت قرار میگیرند. شاعر از اهل ورع (زاهدان) انتقاد میکند و آنها را افسرده و بیروح میداند. او به عشق و محبت اشاره کرده و میگوید که عاشقان در جستجوی دوستی و عشق واقعی هستند. همچنین، شاعری که مستی را تجلی حق و حقیقت میداند، به رندان (نیکوکاران غیر متعارف) اشاره میکند که در دل اهل دل جای دارند. در پایان، او به این نکته میپردازد که غیبت و بدگویی در درون اهل دل جای ندارند و پاکان باید همچون آینهای صاف باشند.
تا جهان بوده است با نیکان بدان در کینهاندمیگساران را حسودان دشمن دیرینهاند
هوش مصنوعی: از آغاز جهان، نیکان و خوبان همواره با بدخواهان و حسودان درگیر بودهاند و میگساران، که به شرابخواری معروفند، همواره مورد حسادت دشمنان و بدخواهان قرار گرفتهاند.
بگذر از اهل ورع کاین مردم افسردهدلهمچو کرم پیله زیر خرقهٔ پشمینهاند
هوش مصنوعی: به افرادی که بسیار محتاط و مراقب هستند توجه نکن، زیرا اینها افرادی غمگین و کمروحیه هستند که مانند کرم درون پیله خودشان زندگی میکنند و از دنیای بیرون جدا هستند.
قدسیان گنجینه سر محبت گر شدندعاشقان با داغ عشقش نقد آن گنجینهاند
هوش مصنوعی: فرشتگان دارایی اصلی محبت را در دست دارند، اما عاشقان با درد عشق به او، در واقع خود این دارایی را به دست آوردهاند.
در خراباتند مستوران به مستی متهممفتیان مستند و شیخ مسجد آدینهاند
هوش مصنوعی: در میخانه، افرادی که در حال پنهان شدن هستند به خاطر مستی متهم شدهاند و علما و روحانیون به مستیشان استناد میکنند، در حالی که شیخ مسجد هم در روز جمعه به این موضوع توجه دارد.
کی غم و دردت برون از دل کنم کاین همدمانهمچو جان در دل درون و همچو دل در سینهاند
هوش مصنوعی: کی میتوانم غم و دردت را از دل بیرون کنم، وقتی که این همراهان مانند جانم در دل من هستند و همچون خود دل در سینهام جای دارند؟
آن حریفان کز می وصل تو شب بودند مستتا قیامت در خمار آن می دوشینهاند
هوش مصنوعی: آن رقبایی که در شبهای وصل تو مست و سرخوش بودند، تا ابد در نشئه و خمار آن شراب باقی خواهند ماند.
غیبت رندان نگنجد در درون اهل دلدم مزن اهلی که پاکان صفا آیینهاند
هوش مصنوعی: غیبت و بدگویی انسانهای شایسته در دلهای پاک و با ایمان جایی ندارد، پس بیجهت سخن نگو که افراد نیکو مانند آیینهای هستند که صفای درونشان مشهود است.