شمارهٔ ۴۹۵
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق است. گویا شاعر به وصف چشمان معشوق و تأثیر عمیق او بر دل و جانش میپردازد. او از شادابی ناشی از دیدن معشوق در خواب صحبت میکند و آرزو میکند که هیچکس نتواند عشق و زیبایی او را تجربه کند و در این اثر، دلتنگی و عشق بیپایانش نمایان است. همچنین، شاعر به ناتوانی رقبای عشقش اشاره میکند و میگوید که اگر آنها از عشق ناکام بمانند، دلی به حال آنها نخواهد سوخت.
هرکه چون صورت چین دیده بروی تو گشادچشم دیگر ز تماشای تو بر هم ننهاد
هوش مصنوعی: هر کسی که مانند تو زیبا و دلربا باشد، چشمانش را از تماشای تو نمیبندد و همواره به تماشای تو ادامه میدهد.
مگر آن لحظه رقیب تو زمن پوشد چشمکه رود خاک وجود من دلخسته بباد
هوش مصنوعی: تنها در سیاهی چشم رقیب تو، وجود خسته من به باد خواهد رفت.
آنچنان شادم از آنشب که بخوابت دیدمکه نمیآیدم از شادی آن خواب بیاد
هوش مصنوعی: من از آن شب که خواب تو را دیدم، آنقدر خوشحالم که هنوز هم از شادی آن خواب نمیتوانم بیرون بیایم.
یارب آن آهوی مشکین بیابان امیدکس چو مجنون تو گمگشته ببوی تو مباد
هوش مصنوعی: ای خدا، آن آهوی سیاه و زیبای صحرا که همواره امید کسی را زنده میکند، مبادا چون مجنون، در جستجوی بوی تو گم شود و ناامید گردد.
گر حریفان تو ساقی، بمی از دست شدنداهلی دلشده ناخورده می از پای افتاد
هوش مصنوعی: اگر دوستان تو، ساقی باشند و بمیرد و نابود شوند، دل کسی که عاشق است و هنوز شراب نخورده، به زمین میافتد.