شمارهٔ ۵۰۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از دوستان و همنفسانش میخواهد که از دخالت در امور دل او دست بردارند و اجازه دهند که قلبش به خدا سپرده شود. او بیان میکند که تحمل درد و رنج بسیار برایش دشوار است و از آنها میخواهد تا پیام عشق و دلسوزیاش را به معشوق برسانند. شاعر به زیبایی و جفا در عشق اشاره میکند و از یاد نبردن مهربانی و وفا طلب میکند. در نهایت، او از یارانش میخواهد که در دعا برای بهبود حال دلش، دست از تلاش برندارند.
ای همنفسان دست ز ما باز گذاریدکار دل ما را بخدا باز گذارید
هوش مصنوعی: ای دوستان، لطفاً از کار ما دست بکشید و به مسائل دلمان ورود نکنید؛ این موضوع را به خدا بسپارید.
دستش چه گرفتید گرم میکشد از جورمن دانم و آن دست شما باز گذارید
هوش مصنوعی: اگر دست او را بگیرید، گرم و نرم به شما وابسته میشود، اما من میدانم که با وجود این، دست شما را باید آزاد بگذارید.
چون بر سر کویش نتواند که پرد مرغپیغام دل ما بصبا باز گذارید
هوش مصنوعی: اگر نمیتوانیم به سر کویش برویم، لطفاً پیغام دل ما را به بادی مانند صبا برسانید.
ای ماهر خان گرچه جفا لازم حسن استآخر به کرم بخش وفا باز گذارید
هوش مصنوعی: ای ماهر خان، هرچند بیرحمی و دشواری جزئی از زیبایی است، اما لطف و بخشندگی را فراموش نکنید و به وفای خود ادامه دهید.
یکباره همه صبر و سکون را نتوان بردیکپاره برای دل ما باز گذارید
هوش مصنوعی: ناگهان نمیتوان تمام صبر و آرامش را از بین برد، بخشی از آن را برای دل ما باقی بگذارید.
یاران، دل اهلی سر بهبود ندارداز زندگیش دست دعا باز گذارید
هوش مصنوعی: دوستان، دل اردوگی دیگر امیدی به بهبود ندارد؛ برای او از زندگیاش دست کم دعا کنید.