شمارهٔ ۵۲۴
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از دوری محبوب و سختیهای عشق میگوید. او به طور مداوم از شدت درد و رنجی که از جدایی احساس میکند، صحبت میکند و منتظر است که روزی مرهمی بر زخمهای دلش برسد. هوا را به وزش باد تشبیه میکند که بر استخوانش میوزد و یادآور میشود که دلش از عشق و دوری محبوب میسوزد. در نهایت، او امید دارد که روزی عشق و وصال به او برسد و مرهمی بر زخمهایش گذاشته شود.
بر من از دورش به نوبت ساغر می میرسدنوبت ما یارب از دور فلک کی میرسد
هوش مصنوعی: ساغر مینوشی به من از دور، اما نوبت من کی خواهد رسید؟ ای خدا، وقتی که گردونه زمان به من برسد، چه زمانی خواهد بود؟
مرهمی تا کی رسد بر ریش دل از لعل اوحالیا زان غمزهام زخم پیاپی میرسد
هوش مصنوعی: تا کی میتوانم با لبخند و خوبی او درد دل خود را درمان کنم؟ اکنون از طرف او، زخمی بعد از زخم دیگر بر دلم وارد میشود.
عاشق لبتشنه را از ساقی دور فلکدیده پرخون میشود تا جرعهای می میرسد
هوش مصنوعی: عاشقانی که در انتظار نوشیدن لبهای محبوب خود هستند، وقتی که از ساقی و خوشیهای زندگی دور میافتند، دلشان پر از غم و درد میشود تا جایی که یک قطره شراب به دستشان میرسد.
در تحمل جان سخت من چو سنگ خاره استزین همه سختی که بر جان من از وی میرسد
هوش مصنوعی: جان من به شدت از همه این دشواریها آسیب دیده است، اما مانند سنگ سخت است و میتواند به این سختیها مقاومت کند.
باد اگر بر استخوانم میوزد از سوز دلآتش سوزنده را مانَد که بر نی میرسد
هوش مصنوعی: اگر باد بر استخوانهایم میوزد، این احساس مانند سوزشی سوزان و آتشین است که به نی میرسد.
صبر کن از زخم دل اهلی که آن ابروکمانمرهمی گر مینهد صد ناوک از پی میرسد
هوش مصنوعی: صبر کن و تحمل کن درد دل رنجور را، زیرا اگر آن ابروان زیبا چیزی را برای درمان عرضه کند، پس صد تیر و زخم دیگر به دنبال آن خواهد آمد.