شمارهٔ ۶۴۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و غم خود میگوید و از ساقی میخواهد که شراب بیاورد تا از این حالت خلاص شود. او اشاره میکند که اگرچه شراب چرب و شیرین نیست، اما اگر او شراب نیاورد، به اندوه و تفکر گرفتار خواهد شد. شاعر بیان میکند که تمام وجودش برای خدمت به معشوق است و چنانچه این عشق وجود نداشته باشد، به خاک و نابودی خواهد رسید. او همچنین ابراز میکند که اکنون که از ناز معشوق برکنار شده، با جرأت و بدون ترس در برابر او سجده خواهد کرد. در انتها، شاعر نسبت به پاکی و صداقتش تأکید میکند و میگوید که با نیتی پاک به میکده آمده و همچنان پاک خواهد ماند.
ز تاب آتش غم سینه چاک خواهم شدبیار باده وگرنه هلاک خواهم شد
هوش مصنوعی: از درد و رنج ناشی از غم، دل من در حال نابودی است. بیا و باده را بیاور، وگرنه به هلاکت خواهم رسید.
اگرچه شکرت آلوده نیست ای ساقیچون لب نمب نهی اندیشه ناک خواهم شد
هوش مصنوعی: ای ساقی، هرچند شرابت ناخالص نیست، اما وقتی لب به چشیدن آن بگذاری، افکار و احساساتم در هم و برهم میشود.
سرم که خاک رهت نیست بهر خدمت توستوگرنه عاقبه الامر خاک خواهم شد
هوش مصنوعی: سرم که در مسیر تو نیست، فقط برای خدمت به تو است وگرنه در نهایت، به خاک تبدیل خواهم شد.
کنون که پده ز ناز من برافکندیبسجده پیش تو بی ترس و باک خواهم شد
هوش مصنوعی: حالا که از زیبایی و ناز من گذشتهای، بدون هیچ ترس و نگرانی به سجدهات میروم.
کجا به میکده تر دامنی کنم اهلیکه پاک آمدم اینجا و پاک خواهم شد
هوش مصنوعی: من کجا میتوانم به میخانه بروم در حالی که با نیتی پاک به اینجا آمدهام و امیدوارم که پاک باقی بمانم؟