شمارهٔ ۷۲۶
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به احساسات و روابط انسانی اشاره میکند. او از ساقی (مقدس) میگوید که به خاطر زهر چشمش با او قهر کرده و این قهر برای او به مانند زهر است. سپس به زیبایی و جذابیت خورشید و ماه اشاره میکند و میگوید که اگرچه خورشید زیبای عالم است، اما خودش نیز بسیار زیباست. همچنین بیان میکند که از پیوند با دنیای فانی دل بریدهاند و عشق آنها دائمی است. شاعر میگوید که مرگ و عشق برای آنها تفاوتی ندارد، چرا که عشق همیشه پابرجاست. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که در عشق، حتی دشمنی نیز قابل قبول است، زیرا دوستی و محبت تنها چیزهایی هستند که ارزشمندند.
ساقی ز زهر چشم بمن قهر میکندتریاک باده در دهنم زهر میکند
هوش مصنوعی: ساقی با نگاه تلخش، مرا از خود میرنجاند و این تریاکی که نوشیدهام، در دهانم مثل زهر عمل میکند.
خورشید من جهان جمال است اگرچه ماهخود را بحسن شهره صد شهر میکند
هوش مصنوعی: خورشید من جلوهای از زیبایی جهان است، هرچند که ماه نیز به خاطر زیباییاش در بسیاری از شهرها مشهور است.
ما دل بریده ایم ز پیوند روزگارکاین نوعروس، ملک بقا مهر میکند
هوش مصنوعی: ما از وابستگی به دنیا دست کشیدهایم، زیرا این دنیا مانند یک عروس است که فقط سرابی از عمر پایدار را به ما نشان میدهد.
بر کشتگان عشق ندارد تفاوتیگر یار می نوازد و گر قهر میکند
هوش مصنوعی: کشتگان عشق برایشان فرقی نمیکند که معشوق به آنها محبت کند یا از آنها روی برگرداند.
اهلی بکام دشمن اگر شد روا بودزان رو که دوستی طمع از دهر میکند
هوش مصنوعی: اگر دشمن به سود تو عمل کند، این کار قابل قبول است، زیرا دوستیها در دنیا معمولاً به نفع خودشان و به خاطر منافعشان است.