شمارهٔ ۷۵۱
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و رنج ناشی از هجران معشوق سخن میگوید و از بیوفایی او به ستوه آمده است. او به صبر و شکیبایی خود اشاره میکند و میپرسد تا کی میتواند به این وضع ادامه دهد. شاعر از کشنده بودن بلای جدایی و تحمل ستم یاد میکند و میگوید امیدی به وصال ندارد. همچنین به وضعیت دلسوختگان و غم آنان که از دوری معشوق رنج میبرند، اشاره میکند و به طعنه از بلبلان غمگین در باغ سخن میگوید. در نهایت، تکرار پرسش "تا چند" نشان از ناامیدی و خستگی عاطفی وی دارد.
صبوری از غمت ایشوخ بیوفا تاچندغم تو تا کی و صبر و شکیب ما تا چند
هوش مصنوعی: صبر کردن در برابر غم و بیوفایی تو چقدر ادامه خواهد داشت؟ غم تو تا کی مرا میآزارد و تحمل من چه زمانی به پایان میرسد؟
تو بیوفا چو پشیمان نمی شوی از جوراگر وفا نکنی با کسی جفا تا چند
هوش مصنوعی: تو که بیوفا هستی، اگر از ستمی که به کسی میکنی پشیمان نمیشوی، پس تا کی باید جفا کنی و وفا نداشته باشی؟
بلای هجر تو ما را بکشت و چون نکشدتحمل ستم و طاقت بلا تا چند
هوش مصنوعی: عذاب دوری تو ما را به کام مرگ کشاند و چقدر میتوانیم بار ستم و سختی را تحمل کنیم تا کی؟
امید مرهم راحت چو نیست از وصلتدل از جراحت هجر تو مبتلا تا چند
هوش مصنوعی: وقتی که امید به آرامش ناشی از وصال تو نیست، دل من از زخم جدایی تو رنج میبرد. تا کی باید این درد را تحمل کنم؟
صبا به گلشن کویت چراست هر نفسیغبار خاطر اهل دل از صبا تا چند
هوش مصنوعی: نسیم چه نیازی به گلشن تو دارد که با هر وزش خود، غبار دلهای عاشقان را جابجا میکند؟ تا کی این حال و هوا ادامه خواهد داشت؟
به دور گل همه اهلی ز عیش در جوشندتو همچو بلبل محروم بینوا تا چند
هوش مصنوعی: همه موجودات در اطراف گل به خاطر شادی و سرور در حال فعالیت و جنب و جوش هستند، اما تو مانند بلبل بیچاره و محرومی هستی که از این خوشیها بینصیب ماندهای. تا کی باید این وضعیت را تحمل کنی؟