شمارهٔ ۷۶۲
هوش مصنوعی: این شعر از شاعر نامی، حالات عاشقانه و درد و رنج ناشی از عشق را به تصویر میکشد. شاعر به زیبایی لیلیای اشاره میکند که او را مجنون کرده و شور و نشاط عشق او، غمهای دیگر را از دلش بیرون رانده است. زیبایی چشم و ابروی معشوق و لبانش، دل شاعر را میسوزاند و او را غمگین میکند. شاعر به بیان گنج عشق در دل خود میپردازد که با وجود درد و غم، ارزشمند است. او همچنین به رقیبش هشدار میدهد که به خود مغرور نشود، زیرا حتی از دوراندیشی چشمان معشوق احساس اندوه را منتقل میکند. در نهایت، شاعر از دوست میخواهد که از می و شراب صرفنظر کند، زیرا اشکها و غمهای عاشقانه او مانند دریایی عمیق است.
سبز لیلی وش من آنکه مرا مجنون کردنمک او جگر ریش مرا پر خون کرد
هوش مصنوعی: عشق زنی با زیبایی سبز مانند لیلی، باعث شد که من دیوانه شوم و محبت او باعث شد که قلبم از درد و عشق پر از خون شود.
تا نشاط غم او در دل من جای گرفتغم عالم همه از خاطر من بیرون کرد
هوش مصنوعی: تا زمانی که شوق و خوشحالی ناشی از غم او در دل من نشسته بود، تمام غمها و ناراحتیهای دنیا از یادم رفته بود.
چشم و ابروی خوشش گرچه دلم سوخت مپرسآنچه با جان من آن لعل لب میگون کرد
هوش مصنوعی: چشمان زیبا و ابروان مشکیاش، هرچند که دلم را رنجاند، نپرس چه بر سر جانم آورد آن لبهای خوش رنگ و زیبا.
گنج عشق است دلم از غم آن دانه خالاین چه گنجیست که موری چو مرا قارون کرد
هوش مصنوعی: دل من پر از عشق است و از غم آن دانه خال، به این فکر میکنم که این عشق چه گنجی دارد که مانند قارون، مرا ثروتمند کرده است.
ای رقیب اینهمه نخوت چه فروشی که بتوگوشه چشم علی رغم من محزون کرد
هوش مصنوعی: ای رقیب، اینقدر به خودت نناز، چون چشمی که به تو میاندازم، علیرغم اینکه دلم گرفته است، مرا تحت تاثیر قرار میدهد.
هرکخ دید آن صنم آراسته همچون بت چیننامسلمان بود ارقبله مه گردون کرد
هوش مصنوعی: هر که آن معشوق زیبا را با همه آراستگیاش ببیند، مثل کسی که بتهای چینی را میپرستد، ناپاک و کافر به نظر میرسد. اما مانند ماه گردون، آن معشوق همهچیز را تحت تاثیر قرار میدهد.
کشتی می مده ای همنفس از دست که دوستدیده اهلی دلسوخته را جیحون کرد
هوش مصنوعی: کشتی میمده را از دست نده، زیرا دوستی که عاشق و دلسوخته است، مانند جیحون (رودخانهای بزرگ) جاری میشود.