شمارهٔ ۷۶۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف زیباییهای یک معشوقه میپردازد که با جلوهگریاش دلها را به هم میریزد و دیوانگی ایجاد میکند. چهره و موی او جاذبهای وسوسهانگیز دارد، اما چشمانش، که به نوعی مرگآورند، شیرینی و جذابیت خاصی دارند. شاعر خود را در گوشهای از عالم گم شده مییابد، درست مثل مجنون، و به شدت تحت تأثیر نگاه معشوقهاش قرار دارد. او به تمثال کعبه اشاره میکند و میگوید که دلش با صفا بوده، اما عشقهایش باعث شدهاند که این کعبه به بتکدهای تبدیل شود. در نهایت، شاعر میگوید که هیچگاه چنین دیوانهای نبوده و آشنایی با معشوقش او را از عقل و خرد بیخبر کرده است.
پیش اغیار آن پریرخ تا دو سنبل شانه کردهردو عالم را پریشان بر دل دیوانه کرد
هوش مصنوعی: دختر زیبایی که در حضور دیگران دو رشته گل را به شانه کشید، دلهای دیوانه را در هر دو جهان آشفته کرد.
روی و مویش فتنه اما چشم او مردم کش استبا شهیدان هرچه کرد آن نرگس مستانه کرد
هوش مصنوعی: چهره و موهای او جاذبه و زیبایی خاصی دارد، اما چشمهایش میتواند دلها را به سختی بشکافد و جانها را بگیرد. او با نرگس مستانهاش هرچه که با شهیدان کرده، به همان شیوه و لطافت انجام داده است.
نام من از گوشه گیری گم چو مجنون گشته بودآهوی آن چشم بازم در جهان افسانه کرد
هوش مصنوعی: نام من به خاطر دوری و تنهاییام فراموش شده بود، مانند مجنون که شیدا و از خود بیخبر است. آهوی آن چشمان زیبا در دنیا تبدیل به افسانهای شده است.
کعبه جانها دل من از صفای سینه بودبت پرستی های من این کعبه را بتخانه کرد
هوش مصنوعی: دل من، که مانند کعبهای برای جانهاست، به خاطر پاکیزگیاش، حالا تحت تأثیر افکار و اعتقادات نادرست من تبدیل به بتخانهای شده است.
گنج اگر یابد کسی معمور گردد خانه اشگنج عشق او هزاران خانه را ویرانه کرد
هوش مصنوعی: اگر کسی به گنجی دست یابد، خانهاش آباد میشود، اما عشق او میتواند هزاران خانه را خراب کند.
پیش ازین اهلی چنین مجنون صفت بیخود نبودبا پری کرد آشنایی وز خرد بیگانه کرد
هوش مصنوعی: پیش از این، اهلی هرگز به این اندازه مجنون و بیخود نشده بود. او با پری آشنا شده و از عقل و خرد فاصله گرفته است.